گاوبندی ز شرم موی سپید است هوشیاری ماو گر نه نیست تو را حرف مندرآری مادهان خشک و بیابان دیدگاه شماستکه میکشد به لجن پای بدبیاری ماچگونه شد که چهل سال گشت و پخته نشد؟به روی تاوهی تو، نان تازهکاری مازوال بارش نیسان که جرم دریا نیستفلک چه خاطره دارد ز بیبخاری ما؟ز کارداری چوپان نگو، که غرق دروغمرا حذر دهد ز گرگ نابکاری مادرشکهچی برو تا اسب باد و منطق نورز گل برون کشد این بار و زور گاری ماز گاوبندی دهقان و چاه قاضی آبلبت چه تر شود اینجا به برکناری ما؟!نه وامخواه و بدهکار کس نه بستانکارحساب چنبره بر هم زد این نداری مانه زندگی شد و آزادی و نه خوشبختیورای کوچهی بنبست و نیسواری ما شهریور 1400
برچسب:
نویسنده: نیکان موسوی
تاريخ: شنبه
16 بهمن
1400 ساعت: 20:29